حکایت چوب بر

روزی یک چوب‌بر با تجربه در جنگل به یک چوب‌بر تازه‌کار برخورد. چوب‌بر تازه‌کار مثل وحشی‌ها به جان تنه‌ی درخت افتاده بود و کاری از پیش نمی‌برد. بعد از ساعتها جان کندن تنها توانسته بود کمی پوست درخت را خراش بدهد! چوب‌بر باتجربه با مشاهده‌ی سختکوشی و تقلای بی‌نتیجه‌ی چوب‌بر تازه‌کار، دلش سوخت و گفت: (هی رفیق! چرا تبرت رو تیز نمی‌کنی؟ اینجوری خیلی بهتر کار می‌کنه.)

چوب‌بر تازه‌کار جواب داد: «وقت تیز کردنش رو ندارم. چون دارم این درخت رو قطع می‌کنم.»
بسیاری از توزیع کنندگان جدید در MLM مبتلا به مرض «تبر کند» هستند. آنها هدفگذاری می‌کنند، به سختی تلاش می‌کنند اما هرگز به موفقیتی که دنبالش هستند نمی‌رسند. چرا؟ چون هرگز با یادگیری مهارت‌های جدید و کارآمد و قابل اجرا، زمانی برای تیز کردن تبرشان اختصاص نمی‌دهند. این توزیع کننده‌ها تلاششان را حیف می‌کنند، منابع‌شان (پول و زمان شان) را هدر می‌دهند و البته حرفه‌شان را نیز از بین می‌برند. ای کاش فقط کمی از زمانی را که اینگونه بر باد می‌دهند صرف یادگیری مهارت‌هایی می‌کردند که یک عمر بدردشان می‌خورد.
تام پردس بعنوان یک کارشناس و خبرۀ این کار می‌گوید: «شما به آموزش نیاز دارید حتی اگر کارتان بالا پایین انداختن همبرگر در مک‌دونالدز باشد. پس چرا فکر نمی‌کنید که کمی زمان و تلاش صرف کنید تا مهارت‌های جدید را در حرفه‌ی بازاریابی چندسطحی یاد بگیرید؟»
چه بلایی بر سر توزیع کنندگان جدیدی که جرأت می‌کنند بدون دانش و مهارت وارد بازاریابی چندسطحی شوند می‌آید؟ بیایید به حکایت چوب‌بر تازه‌کارمان برگردیم.
بالاخره چوب‌بر تازه‌کار از کوبیدن تبر کندش بر تنه‌ی درخت خسته شد. با ناامیدی به شهر برگشت و یک راست رفت سراغ مغازه‌ی ابزار فروشی. مغازه‌دار گفت: «کاملا معلومه که تبرت کنده… اما اگر من جای تو بودم، تبرم رو تیز نمی‌کردم. ابزار جدیدی برای بریدن درختها وجود داره که حتی بهتر از یه تبر تیزه. بهش میگن اره برقی.»
چوب‌بر تازه‌کار گفت: « پس فقط اون اره برقی رو بده که کلی کار دارم.» او اره برقی را گرفت و در میان جنگل ناپدید شد.
دو روز بعد چوب‌بر تازه‌کار به مغازه‌ی ابزارفروشی برگشت. عرق‌ریزان، با کلی تاول روی دستهایش و حسابی شاکی. مغازه‌دار را پیدا کرد و گفت، «آهای آقا. تو به من این اره برقی رو فروختی و قول دادی که بهتر نتیجه میده. دو روز تمام داشتم تو جنگل جون می‌کندم اما هنوز حتی نتونستم باهاش یه درخت بندازم!»
مغازه‌دار گفت: «خب پسرم، یه لحظه اون اره برقی رو بده اینجا یه نگاه بندازم ببینم مشکل چیه.» مغازه‌دار اره رو کمی وارسی کرد و ایرادی پیدا نکرد. سپس بند استارتر رو گرفت و محکم کشید.
«ب.ب.ب.ب.ر.ر.ر.ر.ر.ر.ر.و.و.و.و.و.و.و.م.م.م.م.م.م!» اره برقی کمی دود کرد و راه افتاد.
چوب‌بر تازه‌کار از تعجب فریاد زد: «هی! این سر و صدای چیه؟»
ظاهرا چوب‌بر تازه‌کار حکایت ما برای آشنایی با قطعات مختلف یا حتی یادگیری نحوه‌ی استفاده از ابزار جدیدش، هرگز زمانی نگذاشته بود.
همین قصه در MLM هم عینا تکرار می‌شود. آدم نه تنها باید به ابزار جدید مجهز شود، بلکه دانش بکارگیری آن را هم باید کسب کند. و البته در جامعه‌ی شتاب زده‌ی امروزی، مسلما به نظم و زمان نیاز دارد تا بتواند مهارت‌های جدید مرتبط با کسب‌وکارش را تکمیل کند.
در این صورت پاداشش چیست؟
تقریبا هر چه که بخواهید. تمام آنچه باید انجام بدهید این است که بخواهید تغییر کنید و با روش‌های جدید این کسب‌وکار آشنا شوید.
از اینها گذشته، میکل‌آنژ (نقاش معروف)، زمانی از نقاشی کف زمین به نقاشی سقف روی آورد که کار نقاشی سقف کلیسای سیستین (Sistine) را قبول کرد. فرصت‌هایی مثل این، همین الان در انتظار شما است البته به این شرط که شما یادگیری مهارت‌های جدید در MLM را بپذیرید.

منبع : این مقاله برگرفته از وبسایت www.Fortunenow.com است.

Tom “Big Al” Schreiter یکی از قدیمی ترین و معروف ترین نتورکرهای آمریکایی است. از آن نتورکرهایی است که خودش از صفر شروع کرده و تا تأسیس یک شرکت بازاریابی شبکه ای موفق پیش رفته است. کتاب ها و مقالات بسیاری نوشته و سمینارهای آموزشی بسیاری درباره این صنعت برگزار کرده است. در ضمن، هنوز هم مثل یک جوان پرانرژی در حال فعالیت است. برای ارتباط با وی و یافتن مقالات بیشتر به آدرس اینترنتی بالا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.